الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

264

الغدير ( فارسي )

شرح حقوق پدران و مادران ، و خويشاوند دارى و گسسته شدن از خانواده « مىنويسد : « معاويه منسوب به چهار مرد بود : ابو عمرو بن مسافر ، عمارة بن وليد ، عباس بن عبد المطلب ، صباح - آوازه خوان سياهپوستى كه بردهء عمار بود . مىگويند : ابو سفيان زشترو و كوتاه قد بود ، و صباح جوان و خوش سيما . به همين جهت هند او را به همبسترى خويش خواند . و مىگويند : عتبة بن ابى عتبة بن ابى سفيان نيز از صباح است ، و هند چون مايل نبوده در خانه اش آن طفل به دنيا بيايد به « اجياد » رفته و او را در آنجا زاده است . و در آن باره حسان چنين سروده است : آن پسر بچه كه در گوشه اى از سرزمين مكه بىگهواره بر خاك افتاده از كيست ؟ دخترى سپيد پوست از قبيلهء بنى شمس كه گونه اى صاف و برجسته دارد او را بزاده است . » ( 1 ) ابن ابى الحديد مىنويسد : « هند در مكه به زشتكارى و فحشاء معروف بود » ( 2 ) و زمخشرى در « ربيع الابرار » از معاويه ياد كرده و آن ماجرا را بشرح مىآورد و مىگويد : كسانى كه هند را از اين اتهام منزه دانسته‌اند . . . آنگاه ماجراى فاكهه را كه ابو عبيد معمر بن مثنى نوشته بشرح آورده است . زياد بن ابيه در نامه اى در جواب معاويه - كه به او طعنه زده و از مادرش سميه ياد كرده بود - مىنويسد : « اين كه با اشاره به مادرم سميه به من طعنه زده اى ، اگر من فرزند سميه‌ام تو فرزند عده اى هستى ! » ( 3 ) 68 - حافظ ابن عساكر در تاريخش روايتى ثبت كرده از طريق عبد الملك بن عمير . مىگويد : جارية بن قدامهء سعدى نزد معاويه آمد . معاويه از او پرسيد : تو كيستى ؟ گفت : جارية بن قدامه . گفت : تو مگر زنبورى بيش هستى ؟ ! گفت : تو مرا به گزنده اى شيرين دهان تشبيه مىكنى ، به خدا معاويه ماده سگى بيش نيست

--> ( 1 ) - ربيع الابرار ، ج 3 ( 2 ) - شرح نهج البلاغه 1 / 111 . ( 3 ) - شرح ابن ابى الحديد 4 / 68 .